به نظر من او
همچنان شهيد انديشه علوي و الهي است. و قرباني همين عشقش به اهل بيت شد. و
شما رسانهها که رکن چهارم قدرت هستيد و نماينده افکار عمومي برويد از
مسئولين سوال کنيد که چرا اينکار رو نکردند؟چرا پيگيري نکردند؟ و بريد از
مسئولين بپرسيد که پس از دو سال از مرگ يا شهادت اين جوان چه کسي کمترين
پي جويي، احوال پرسي، همدردي، همدلي با خانواده داغدارش کرده؟
چه کسي اصلا به فکر قوت لايموت زن و بچهاش بوده؟
آيا عايلهاش نون دارند که بخورند؟
آيا اصلا کسي به فکر او بوده؟
از مسئولين محترم بپرسيد کدام يک بار رفتهاند و زنگ خانه آشفته و بيسرپرست يتيمهاي عبداللهي را به صدا درآوردهاند؟
آيا اصلا کسي به صدا درآورده؟
آيا اصلا کسي نام عبداللهي را در ضمير خودش يک بار زمزمه کرده و بگويد که يتيمهاي اين هنرمند نان شب دارند که بخورند؟
آيا کسي به فکر اينها بوده؟
تبيان: آيا جامعه موسيقي در اين راستا کاري انجام داده است؟چاووشي:
من خبر دارم که يک انسان جوانمردي به نام آقاي غلام علمشاهي و بعضي اهالي
موسيقي در بخش خصوصي حداقل احساس وظيفهاي کردهاند و يک احوال پرسي از
خانواده او داشتهاند و مساعدتهايي انجام دادهاند. و همچنين مرکز موسيقي
به خواهش بنده کمکي کردهاند. بنده چند بار به آقاي دکتر احمدي (رئيس مرکز
موسيقي) زنگ زدم و البته ايشان منصفانه در تشييع جنازه ناصر شرکت کردند و
کمکي هم کردند. بعد از او هيچ کس و هرگز.
تبيان:
چرا آقاي عبداللهي در تابستان 85 دوباره به بندر عباس مراجعت کردند و در
آنجا سکني گزيدند؟ با اينکه چند سال در تهران ساکن بودند؟چاووشي:
ايشان دقيقا به دليل همان تغييراتي که در احوالاتش پيدا کرده بود، دوست
داشت اين احوالات و افکار و باورهايش را در منطقه خودش ترويج کند. و به
همين دليل هم برگشت. حتي آقاي علم شاهي به من گفت که ناصر گفته که: ديگه
دارم از موسيقي هم بيزار ميشم. چون ميگفت وظيفه من چيز ديگري است.و اين
آخرها از حوزه هنر يک مقدار منزوي شده بود.
تبيان:
در بسياري از برنامههاي تلويزيوني و مصاحبهها ايشان اعلام کرد که علاقه
دارد کاستها و کنسرتهاي معنوي اش را شروع کند و ميگفت که خيلي هم دير
شده است.
چاووشي:
اينکه گفته بود که من از موسيقي بيزار شدم نيز همين مطلب بوده. منظورش اين
بود که موسيقي معمولي و آزاد رو غير از براي حضرات معصومين دوست ندارم.
تبيان: براي آخرين سوال شهيد انديشه علوي را تعريف کنيد.چاووشي:
ما يک تعريفي از شهيد داريم. کسي که با عشق اهل بيت بميرد شهيد محسوب
ميشود. نه من صد نفر شاهدند که ناصر عاشق اهل بيت بود و به خاطر همين
عشقش نيز کشته شد.
ممنون از اينکه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.